السيد الطباطبائي

52

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى )

البته آنان نيز از اين وضع ناراضى نبودند ، تا بالاخره در عهد بنىاميه ، اهل بيت ، همان بنىاميه و زنان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله شناخته مىشدند . 54 و از سوى ديگر ، روز به روز بر احترام صحابه مىافزودند ، و اخلاصى كه مردم طبعاً به ياران پيغمبرشان داشتند ، مضاعف مىشد و مردم در فراگرفتن حديث از آنها ، به عنوان علوم قرآن تشويق مىشدند . البته ، صحابه نيز در نشر معارفى كه از مشافههء پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله به دست آورده بودند ، فروگزار نمىكردند ، ولى قدر مسلم اين است كه روح تحقيق علمى در آنها نبوده 55 و حالت بحث انتقادى در ميانشان وجود نداشت يا دست‌هاى مرموزى نمىگذاشت پيدا شود . تأليف و كتابت در ميانشان ممنوع و قدغن بود 56 و در شعاع كلمهء « حسبنا كتاب‌اللَّه » خود را از هر كتاب علمى مستغنى مىدانستند ، چنان‌كه با استناد به همين كلمه ، طبق نوشتهء بعضى از تواريخ ، كتاب‌خانهء با عظمت « اسكندريه » آتش زده شد ، و نفائس علمى و ذخاير فكرى آن تا شش ماه طعمهء تون حمام‌ها گرديد 57 و حتى بحث علمى در اطراف اصول و معارف اسلامى بدعت شمرده شد و بحث كننده ، جزو جماعت مسلمين شمرده نمىشد . 58 بلى ، جماعت معتزله 59 كه در مباحث كلامى تا حدى مسلك انتقاد داشته ، و آزادانه بحث مىكردند ، در صدر اسلام پيدا شده ، و تا اوايل قرن سوم هجرى پيشرفتى داشتند ، ولى طولى نكشيد كه منكوب شدند ، و پس از آن در حال منفوريّت و مذلّت زندگى مىكردند ، تا در « سلطنت آل ايّوب » تصفيهء حسابشان موكول به شمشير شد ، و هر جا بودند ، از دم شمشير گذشته و نابود گرديدند ، و جز افسانه‌هايى از آنها باقى نماند . القصّه : صحابه به نشر حديث پرداختند ؛ و مصدر تعليم و تربيت قرار گرفته ، و علم حديث را به اوج عزّت و مرغوبيّت رسانيدند . چنان‌كه بسيار اتفاق افتاد كه مردم